سردی زمستان را کسی می فهمد که دیگر اغوش گرمی برای پنهان شدن نداشته باشد... يادم مي ماند، هميشه دستي هست براي آن هنگام که تنهاييم ديدني نيست، شنيدني نيست، تنها لمس کردني ست، مي دانم هميشه دستي هست براي لمس تنهايي من...
نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 12:57 توسط بهروز |