تبليغاتX

----->اینم ایدی من behrooz_bm2000---->-به کلبه من خوش اومدین...نظر یادتون نره.... !!! > ****از نوشته هاي پيشين ديدن کنيد **** براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند ....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود ...... هميشه يكي بود يكي نبود .... ---------> من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش . من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش ---------------->آري آغاز دوست داشتن است و پايان راه ناپيدا من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست...

طلوع عشق



يكسال از خزان گلمان در 20 شهريور 86 گذشت

به ياد پدرم...

پدر جان : يكسال تمام در نبودت گريستم
و ياد و خاطره ات را به سوگ نشستم
و دل و ديده ام هنوز سوگوار است...
پدر جان : وجود گرمت افتخار بود
و نبودنت مسلخ تلخ ناباوري...
رحمت و سخاوت را از باران آموخته بودي .
پدر جان مرگت، مرگ باران بود و دلت درياي عشق،
وزش بادي بودي كه با عشق و محبت و صفا مي وزيد.
ستاره اي بودي كه خاموش شدي
و خورشيدي كه نا بهنگام غروب كرد...
روحت شاد و یادت گرامی...

نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 14:30 توسط بهروز |