تبليغاتX

----->اینم ایدی من behrooz_bm2000---->-به کلبه من خوش اومدین...نظر یادتون نره.... !!! > ****از نوشته هاي پيشين ديدن کنيد **** براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند ....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود ...... هميشه يكي بود يكي نبود .... ---------> من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش . من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش ---------------->آري آغاز دوست داشتن است و پايان راه ناپيدا من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست...

طلوع عشق



آشنایی

 طلوع عشق  
بعد از هر سلام قلبم درد می گیردو امتداد
این درد تا آشنایی دیگر روحم را می آزارد
تا دیگر گفتن خداحافظ برایم سخت نباشد.
عمر در بیشه زار عمر بچه گانه راه می رفتم
و بزرگسالیم در کویر عمر ترک خورد
و قدمهایم در نرمی خاک کویر محو شد .
طراوت جوانیم در لابه لای تابش انوار خورشید به یغما رفت،
تازه عشق را فهمیدم که در خانه ی قلبم به صدا در آمد
و آیینه قلبم شکست وقتی پیر مردی گوژپشت
در آن محاسن سفیدش را شانه می زد
و در آن لحظه قلبم همچون زمین کویر ترک خورد... 

نوشته شده در جمعه 5 بهمن1386ساعت 18:46 توسط بهروز |