ميسپارم دل به دريا بي خيال ... مي شمارم لحظه ها را بي خيال... مي کشم بر دفتر نقاشي ام ... نقش ها ي زشت وزيبا بي خيال... گاه مي سازم براي روح خود... نردباني تا ثريا بي خيال... بي خيالم با خود اما با تو من... حر فهايي دارم اما بي خيال....
نوشته شده در یکشنبه 7 مهر1387ساعت 18:46 توسط بهروز |