تبليغاتX

----->اینم ایدی من behrooz_bm2000---->-به کلبه من خوش اومدین...نظر یادتون نره.... !!! > ****از نوشته هاي پيشين ديدن کنيد **** براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند ....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود ...... هميشه يكي بود يكي نبود .... ---------> من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش . من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش ---------------->آري آغاز دوست داشتن است و پايان راه ناپيدا من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست...

طلوع عشق



 طلوع عشق

چرا دیگر نمی آیی به ذهن خسته ام ای شعر
چرا دیگر نمیگیری سراغی ازدلم ای شعر
چراغم..شعله ام..شمع ام ولی دیریست خاموشم
ببین در خرمن جانم دگر بار آتشی ای شعر
کتاب حرفهایم ز مشق عشق خالی ماند
قلم در دست من اینک صدایت میزند ای شعر
سکوت سرد تنهایی شکسته قامت طبعم
و من هرشب ز عمق دل تو را می خوانمت ای شعر
سخن بسیار..ذوق اندک..و من سرشار از اویم
چه سازم چاره ای امشب تو خود بامن بگو ای شعر

نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387ساعت 10:56 توسط بهروز |