تو روزی با غمی سنگین ز شهر دیدگانم کوچ خواهی کرد و من در پرنیان خاطرات با تو بودن به عشق پاک تو به گرمی گریه خواهم کرد و در عمق افق فریاد خواهم زد که ای عاشقترین عاشق به یاد آور تو تنها عاشقی را که در اعماق چشمان بلورینت تمام هستی اش را جستجو می کرد...
نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 16:36 توسط بهروز |