تبليغاتX

----->اینم ایدی من behrooz_bm2000---->-به کلبه من خوش اومدین...نظر یادتون نره.... !!! > ****از نوشته هاي پيشين ديدن کنيد **** براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند ....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود ...... هميشه يكي بود يكي نبود .... ---------> من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش . من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش ---------------->آري آغاز دوست داشتن است و پايان راه ناپيدا من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست...

طلوع عشق



با آنکه امروز بار دیگر از تو نشنیدم
با آنکه امروز غصه ام را سخت بر بستم
اما بدان ، آن آرزو ، آن عشق ، آن معنای دور
آن یکه تاز قلب من ، هرگز فراموشی نده
اما بدان در اوج این آماج غم ، با فاصله
رویای تو هرگز در این ذهنم به رویاها نره
با آنکه دیروز ، نام ام را سخت پر پر کرده ای
با آنکه دیروز ، تو مرا از خود تواری ساختی
با آنکه دیروز مرا از خود دگرگون ساختی
با آنکه دیروز غصه بر امواج آن انباشتی
اما بدان ، این یار تو ، این غصه دار ، دلدار تو
این یار غم دار ، آن منم ، من نیز محکم ز تنم
این را بدان ، من نشکنم با این و آن
با گفتن فرا و پس فردا و تاخیرات تو در کار من
من نیز محکم ز تنم
فردای خود را شکنم

مدتی است که حتی خاطراتم را به فراموشی سپردم...
خاطراتی که امروز همچون تصاویری مه آلود می نمایند...
ای کاش زندگی بر گشت پذیر بود...
ای کاش می توانستم عشق تو را حفظ کنم...
من زندگیم را قمار کرده ام قماری که برنده نداشت
و زندگی بر گشت پذیر نیست

نوشته شده در چهارشنبه 5 مهر1385ساعت 10:59 توسط بهروز |