تبليغاتX

----->اینم ایدی من behrooz_bm2000---->-به کلبه من خوش اومدین...نظر یادتون نره.... !!! > ****از نوشته هاي پيشين ديدن کنيد **** براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند ....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود ...... هميشه يكي بود يكي نبود .... ---------> من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش . من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش ---------------->آري آغاز دوست داشتن است و پايان راه ناپيدا من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست...

طلوع عشق



در گذشت منوچهر نوذری و سقوط هواپیما


٭ چشم هاي من
اين جزيره ها كه در تصرف غم است
اين جزيره ها كه از چهار سو محاصره ست
در هواي گريه هاي نم نم است
گرچه گريه هاي گاه گاه من
آب مي دهد درخت درد را
برق آه بي گناه من
ذوب مي كند
سد صخره هاي سخت درد را
فكر مي كنم
عاقبت هجوم ناگهان عشق
فتح مي كند
پايتخت درد را

دوستان منم به نوبه خودم در گذشت هنرمند بزرگ جناب اقای منوچهر نوذری و سقوط هواپیمای c-130 را به کل هموتنان عزیز تسلیت عرض میکنم...

نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 1:8 توسط بهروز |

اینم از جک

يه روز مگسه ايكس مي خوره مي ره دم كارخونه ي تارومار عربده كشي

یه روز یه فارس به یه ترک میگه : درسته شما به داداش میگین الاغ . ترکه میگه آره داداش .

به ترکه میگند خیلی خریا ........میگه مابیشتر

يك روز يك پشه سوار موتور ميشه عينك ميزنه ميگن براي چي عينك مي زني مي گه چون پشه نره توي چشم

تركه ميره پرچم فروشي ميگه..اقا پرچم ايران دارين.مرد فروشنده براش پرچمو مي ياره.تركه يه كم نگاه مي كنه بعد ميگه.. اقا رنگ ديگشو ندارين

ترکه ميميره - شب اول قبر67تا فرشته ميان سراغش , 7 تاشون سوال ميكردن 60تاشون حاليش ميكردن

يك تركه ميره زيره دوش حمام مي گه خوبه نمردم اب چرخيده ديدم

یک روز یه پبرزنه قرص اکستازی می خوره میره خیابون میگه: من ترانه 15 سال دارم

اگه گفتی آرزوی جوجه تیقی جیه
آرزوش اینه که یکی دست ونوازش روی سرش بکشه
خو ب بید 50 تومن وشه

یک بار توی یک مسابقه می گن هر کی یک حرف بزنه اگه دروغ باشه می ترکه
اصفهانی می گه ما آدمای لارجی هستیم بعد می ترکه
رشتیه می گه ما خیلی با غیرتیم بعد می ترکه
ترکه داشته می گفته ما خیلی ادمای .. می ترکه

یه روز یه مادری داشته برای بچه اش لالائی میخونده بچه میگه خفه شو بذار بخوابم

یه روزتركه ميخواسته ازخيابون ردبشه 100تومن ميندازه صندوق همين مياد از خيابون رد بشه ماشين بهش ميزنه وميميره.بعد اون دنيا به خداميگه من كه صدقه انداختم پس چي شدكه مردم
خدابرميگرده بهش ميگه 100تومنيت گوشه نداشتَبيد جيگر

يه روز در مغز يه ترك رو باز مي كنن ببينن چرا اينقدر خنگه مي بينن يه لر داره توش فكر ميكنه

نوشته شده در شنبه 19 آذر1384ساعت 0:38 توسط بهروز |

به نام نامی عشق

خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل

قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه

خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده

خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده

خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی

خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده

قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن

رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن

قول داده ؟

ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده

خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز

پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است و بس

نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه

اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده

زياد تو دست انداز نمون

وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده

يادت باشه تو نمی تونی كسی رو به زور عاشق خودت کنی

پس تنها كاری که می تونی بكنی اينه که شخصی دوست داشتنی باشی و در نظر مردم باارزش و شريف جلوه کنی

بهتر اينه که غرورت رو بخاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت رو به خاطر غرورت

هيچ وقت يه دوست قديمی رو ترک نكن چرا که عمرا بتونی کسی رو پيدا کنی كه بتونه جای اونو بگيره...

 

نوشته شده در جمعه 18 آذر1384ساعت 23:49 توسط بهروز |