سلام به همه دوستان باز دوباره من اومدم ولی دیر اومدم به خدا شرمنده تونم که نتونستم زودتر از این ها وبلاگ رو اپدیت کنم.
راستی نماز و روزه هاتون هم قبول باشه برا ما هم دعا کنید.
راستی این همه نظر رو از کجا میارید برا مطلب های من نظر می دید واقعا که ادم اگه دو تا دوست مانند شما داشته باشه دیگه دشمن میخواد چی کار...
این روزا دیگه بازار جک ها خرابه ولی من سعی می کنم که وبلاگ بدون جک نباشه چون مزش به همین جک های بی مزه ایه که من براتون میگذارم..فعلا این چند تا رو بخونید.
به تركه ميگن با نخ سوزن جمله بساز، ميگه:اين بجه های تيم ملی واقعا زحمت می کشند مخسوزن علی دایی 
تركه هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا تركه زنگ ميزنه، خرشو ميگيره و ميپرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست
زنِ تركه دو قلو ميزاد، تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه، به يارو ميگه: حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!
تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره
تركه مياد تهران، يه دختر خوشگل ميبينه، بهش ميگه: خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!
تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!!
يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟! 