تبليغاتX

----->اینم ایدی من behrooz_bm2000---->-به کلبه من خوش اومدین...نظر یادتون نره.... !!! > ****از نوشته هاي پيشين ديدن کنيد **** براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند ....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود ...... هميشه يكي بود يكي نبود .... ---------> من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش . من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش ---------------->آري آغاز دوست داشتن است و پايان راه ناپيدا من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست...

طلوع عشق



انواع جک

*******************************************************

    سلام به همه دوستان

اميدوارم که از بودن در وبلاگ من لذت ببريد.    

دوستان در همين ابتدا بگم كه باعرض پوزش به دليل مشكلي كه برام پيش اومده بود و تصادف داداشم از يه طرف وبعد از اون شروع امتحانات پایان ترم دانشگاه هم از یه طرف دیگه که نتونستم زودتراز این ها این وبلاگ رو اپ دیت کنم معزرت می خوام.

در ضمن جا داره در همین ابتدا من از کسانی که موقعی که من توی بیمارستان بالای سر داداشم بودم که بهم تو بیمارستان زنگ می زدند یا مسیج می فرستادند یه تشکر جانانه کنم مخصوصا" پسر عموی خوبم اقا جواد که برا من خیلی زحمت کشید وپسر دایی بسیار خوبم اقا سعید که الان داره میخونه واسه کارشناسی امید وارم که تو کنکوره امسال قبول بشه ودوستان خوبم لیلا خانم وسحر خانم وعلی اقا و بیتاخانم و اقا پوریا ومینا خانم که اون هم برا پدرش مشکلی پیش اومده بود که امیدوارم مشکلش حل بشه و دوستان وهمکلاسی های خوبم اقا رسول واقا محسن واقا مهدی واقا فاضل واقا مجید و قاسم اقای گل و اقای علوی که معاون دانشگاهمون هستند وبقیه که زیاده وهمچنین بقیه دوستان اینترنتیم که اونم تعدادشون زیاده که بهم تو بیمارستان زنگ می زدند یا مسیج می فرستادند یا برام اف میگذاشتند ومنو با همین کاراشون خوشحال می کردند وبه من نیرومی دادند تشکرمیکنم و دست یکی یکی شما دوستان خوبم رو می بوسم.

و باید بگم که همین دعاهای شما دوستان خوبم بود که حال داداشم دوباره بهبود پیدا کرد ومن نیز امیدوارم که بتونم یه روزی جبران کنم.

 

G

حالا دیگه بیاین باهم یه کم خلوت کنیم

سلام

قلبم می تپد وصدای قلبم صدای سلام را میرساند .

سلام چه سلامی ؟ سلامی به گرمی افتاب و بر گرفته از عشق ودوستی ومحبت رهسپار می دارم.

بنام ان خدایی که جدایی می افریند و گاهی وصال ولی جدایی هایی که خدا می افریند جدایی جسم است در حالی که قلب ها در پیش یکدیگرند.

می خواهم نام قشنگت را بر زبان بیاورم و دریچه ها از غم گرفته تا دلم را به رویت باز کنم و عشق ومحبت که تمام خاطراتم می باشد می شکافم و قطره خونی بنام سلام تقدیمت می کنم .

سلامی به درخشندگی ستاره گان و به زیبایی گل های رنگارنگ طبیعت وبه خوشبویی گل های بهاری و قشنگی روی شما به زلالی اشک یتیمان وبه صافی قلب عاشقان .

سلامی مهربان و اتشین که همچون پرنده ای کوچک در پرواز است وبه همراه پرستوی مهاجر تقدیمت می کنم محبوب من...

****************************************

عزيزان اميد وارم كه هميشه لبتون خندون باشه حالا دیگه بریم یه کم سر به سره ترک ها و عرب ها ولرها بگذاریم البته از همین حالا بهتون بگم که از جک های من دیگه ناراحت نشین ..

ترکه چهارتا زن داشت . رفت يه زن سياه پوست گرفت . بهش گفتن تو كه چهار تا زن داشتی . ديگه چرا رفتی زن سياه پوست گرفتی . گفت : ايلده اين و گرفتم يه وقت ديدی مراسم ختمی چيزی داشتيم ...!!!!

به يه ترکه ميگن خر بهتره يا گاو؟ ميگه گاو. ميگن چرا؟ ميگه خوب آدم که از خودش تعريف نمی‌کنه!!!

به يه ترکه ميگن چرا داروهات رو به موقع نمی‌خوری؟ ميگه آخه می‌خوام ميکروبها رو غافلگير کنم!

معلمه به شاگردش ميگه برو يه مورچه نر پيدا کن وردار بيار. بچهه فرداش يه مورچه مياره معلمه ازش ميپرسه خوب تو حالا از کجا فهميدی که اين مورچهه نره؟ بچهه ميگه آخه جلوی مدرسه دختروونه پيداش کردم


يه تركه وارد ورزشگاه آزادی ميشه ، جلوی در با يه آشنا دست ميده ، تو رو در بايستی گير ميکنه و مجبور ميشه با 120 هزار نفر دست بده!!!

تركه داشته با سرعت رانندگی ميكرده پليس ميگيرتش و بهش ميگه گواهينامه كارت ماشين

تركه ميگی سر كار باهمش جمله بسازم؟

ترکه رو به جرم عرق خوری ميگيرند: اين هم از همه جا بيخبر ميگه جناب سروان ما رو برای چی آورديد اينجا ميگه برای عرق خوری ميگه: پس چرا نمياريد بخوريم ؟!

يه روز يه خره لنز ميزنه، ميره تو جنگل. همه حيوونا نيگاش ميكردن ميگه: چيه! تا حالا آهو نديدين!!!!

يه روزی يه تركه با سه تا فارس تو خوابگاه دانشگاه هم اتاق ميشه آخر ترم فارسها به تركه می گن :
آقای ....... ببخشيد كه در طول ترم زياد اذيتت كرديم و سربه سرت گذاشتيم قول می ديم كه از ترم آينده ديگه باهات شوخی نكنيم
.
ترکه ميگه: همشونی گولی ميدی؟

فارسها ميگن: بله هممون قول می ديم .
تركه ميگه: پس من هم گول ميدم كه از ترم آينده ديگه تو گوری چاييتون جیش نکنم!!!!

يه بار يه نفر به يه ترکه ميگه کره خر ترکه تعجب ميکنه و با خودش ميگه عجب يعنی اينقدر جوون موندم؟

به ترك می گن در روز نون چی می خوری؟
می گه صبح 2 لواش ظهر 1 تافتون بعد ظهر 4 تا سنگك شب هم 2 تا لواش!!
ميگن : پس بربری كی می خوری؟

می گه پس فكر كردی اونارو با چی می خورم؟

به ترکه ميگن دخترتو به کی دادی ميگه غريبه نيست دامادمونه!!!

تركه داشته پرتغال پوست می كرده، با خودش ميگه خدا كنه توش موز باشه!!!

كچله ميرسه سلمونی، تا از در ميره تو همه ميزنن زير خنده... كچله هم ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!

يه تركه توی مناقصه شهرداری برنده ميشه و بهش ميگن بايد نرده های بين ميدو انقلاب و اما م حسين رو يك ماهه رنگ بكنه
روز اول 100 متر رنگ ميزنه روز دوم 90 متر روز سوم 80 متر و همين جوری هر روز كمتر ميشده تا ميرسه به روزی 1 متر
مسئول شهرداری مياد پيشش ميگه آقا چی شده روزای اول خوب رنگ ميزدی الان به روزی يه متر رسيدی؟
تركه ميگه والله خودتون قضاوت بكنيد سطل رنگ توی ميدون امام حسينه. من هر بار رنگ تموم ميشه بايد تا اونجا پياده برم

تركه تلويزيونشون روشن نميشده، ميزنه كانال دو، هُل ميده

بچه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسر ترك جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره می ترسه، ميگه: حالا چه کار کنم؟! الان بد بخت می شم. ور ميداره يه هزاری ميذاره كف دست يارو. تركه تو تاريكی نگاه ميكنه به هزاری، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد آقای خمينی، تو تاريكی نشناختمتون!

****************************************

((زندگی ریاضی است))

پس بیایید خوبی ها رو جمع کنیم-دعواها رو کم کنیم- شادی ها رو ضرب کنیم- دردها روتقسیم کنیم- نفرت ها رو زیر پا بگذاریم وعشق ها رو به توان برسانیم...

دوستان میخوام یه متنی رو تایپ کنم البته این متن از طرف من نیست اینو یکی از دوستان برام فرستاده بود و گفته بود که تو وبلاگم بگذارمش هر چند که ممکنه این متن خیلی هم خوشحال کننده نباشه.

(تاوان عشق انتظار است)

ای کسانی که مامور دفن من هستید هنگام مرگ مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا بدانند که هرچه سیاهی بوده کشیده ام دست های مرا بیرون بگذارید تا بدانند گلی همراه خود نبرده ام چشم های مرا باز بگذارید تا بدانند چشم به راه گل از دست رفته ام بوده ام

ودو قالب یخ به علامت صلیب بر مزارم بگذارید تا با اولین سپیده خورشید اب شود وبه جای مادرم گریه کند وبا سنگ بر مزارم بکوبد تا صدای ان به جایی برسد که بدانند تا لب گور دوستت دارم...

            در بهار زندگی احساس پیری میکنم

                  با همه ازادگی فکر اسیری میکنم

            بسکه بد دیدم ز یاران به ظاهر خوب و بد

                 بعد از این بر کودک دل سخت گیری میکنم

           در به رویم بسته است از این و ان خسته ام

                من به جمع آشیان پاشیده گان پیوسته ام

          ای خدای مهربان بهتر تو می دانی که من

               سال ها در راه او تا پای جان بنشسته ام

         شمع بودن زره زره سوختن تا به کی

                  راه پر خاشاک را ارام رفتن تا به کی

 

بنام خالق عشق
خيره آن ديده كه آبش نبرد گريه عشق
تيره آن دل كه در او شمع محبت نبود.
صدايم را مي شنوي؟
گويي دلتنگي هايم را نمي بيني!
چشمان پر از حرفم را درك نمي كني!
فرياد مي زنم و فقط با چشمانت نگاهم مي كني.
به يا آور روزي را كه با تمام علاقه اي كه بهم داشتيم دست خداحافظي را براي ياد آموزي عشق براي هم تكان داديم؟
به خاطر مي آوري اشكهايمان در كوچه مردم را خيس از خنده مي كرد؟
آن كشيدم ز تواي آتش هجران كه چوشمع
جـز فنـاي خــودم از دســت تدبــيرتونــبود.
به خاطر داري خنده هايمان ديوار خانه هاي مردم خفته را ترك دار از نگاه ميكرد؟
به خاطر آور...
به ياد داري؟اگر تو فراموش كرده اي آن درخت چنار پير هنوز در خاطرش مانده است زمانيكه سلامهاي پراز شوق و شورِ بلندمان به گلها و درختان حسادت آدميان را بر مي انگيخت.
زمانيكه گلها با خنده هايمان مي خنديدند وبا اشك هايمان مي گريستند.
من به خاطر دارم،آيا تو هم به ياد داري؟
به ياد آور كه قلب هايمان در انتظار، چه تپش هايي را تحمل مي كرد و با ديدار دو قلب خون در رگ هايمان از جريان باز مي ايستاد.
آيا نگاه هاي پر از حرفمان را كه شور در آنها موج مي زد را به ياد داري؟
حالا ميخواهم دلتنگي هايم را برايت بازگو كنم؛براي تو،براي چشمان پر از اشكت،براي لبهاي پر از خنده ات،براي دل پر دردت و دستان پر از مهرتو.
مي خواهم برايت بگويم:
مي خواهم برايت بگويم كه چقدر دلتنگ تو هستم.
مي خواهم برايت بگويم كه كه چشمانم در انتظار ديدار چشمانت بي قراري مي كنند.
مي خواهم برايت بگويم كه چشمان پراز اشكم زيبايي ها را بي تو چون هاله اي مي بينند.
مي خواهم برايت بگويم كه قلبم باز براي يگانگي قلبهايمان در انتظار تپيدن و تپش است.
مي خواهم برايت بگويم كه دستانم در بي قراري دستان سردت بيقراري مي كنند.
مي خواهم برايت بگويم كه باز هم پاهايم در همراهي پاهايت در قدم هاي بلند و كوتاه در مسيري كه در آن مي رويم و مي دويم و مي خنديم و مي گرييم همراه است.
مي خواهم برايت بگويم كه من مي خواهم بگويم.
من مي خواهم بگويم دلتنگت هستم،نگرانت هستم و دوستت دارم
آيتــي بود عذاب انده حافــظ بـي تـو
كه بر هيچ كسش حاجت تفسير نبود

 ****************************************

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "

شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

  ****************************************

مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام ميافتد  .

دوری ، عشق را شدت ميبخشد و نزديکی ،قوت  .

پيری مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودی مانع از پيريست .

هرگز ندا نستم چگونه ستايش کنم تا آنکه آموختم  .

عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم  .

عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم  .

درحساب عشق يک +يک مساوی است با همه چيز و دومنهای يک برابرهيچ  .

عشق چيزی جزيافتن خويش در ديگران و شادکامی در شناخت نيست  .

عشق همانند پروانه ايست که اگر سفت بگيری له ميشودو اگر سست بگيری ميگريزد .

عشق چون ميوه است. ممکن است خوب به نظرآيد اما تا وقتی که نرسيده آن را گاز نزن  .

عشق چون ساعت شنی است . با خالی شدن مغز، قلب پر ميشود .

عشق غلبه خيال بر خرد است  .

مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولی زن به ندرت ،اما بسيار  .

مردها همواره ميخواهنداولين عشق يک زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند .

تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقی است  .

با عشق وشکيبائی چيزی ناممکن نيست  .

عشق، قانون نمی شناسد ودوست داشتن  ، اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است .

عشق ، معيارها را بهم می ريزد و دوست داشتن برپايه ی معيارها بنا ميشود .

عشق ،ويران کردن خويشتن است  و دوست داشتن ساختنی عظيم .

عشق فوران می کند چون آتشفشان و سرازير ميشود چون آبشاری عظيم و دوست داشتن جاری ميشود چون رودخانه ای بر بستری با شيب نرم  .

عشق ناگهان  وناخواسته شعله ميکشد و دوست داشتن از شناختن وخواستن سرچشمه می گيرد .

عشق دق الباب نميکند،مودب نيست ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست .

سربزير نيست ،مطيع نيست ، عشق ديوار را باور نميکند، کوه را باور نميکند ، گرداب را باور نميکند، مرگ را حتی باور ندارد . /

 

               ****************************************

حالا بریم سراغ بقیه جک ها

ترکه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! ترکه ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي ‌كرد!!!

باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش مي‌گه برو کلاه منو بيار. بچه مي‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه مي‌گه: اه...پس...نمي‌خواد بري بياريش!!!

دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم

ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم

مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخور

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه بد و بی راه رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. تركه هم ميگه ‌باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟

دکتر نظام وظيفه ترک لاغري را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني

ترکه با خوشحالي گفت : آخ جون فوري ميرم زن ميگيرم

دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني!!!

ک روز ترکه خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست!!!

به تركه ميگن دو دوتا ميگه ول كن بابا، كلمه بده جمله بسازيم.

يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم.

دوستان حالا نمیدونم خبر دارید یا نه من دانشجوی بم بودم و بعد از زلزله انتقالی گرفتم و امروز که اومدم ای دیمو چک کنم چشمم خورد به چند تا از ای دی بهترین دوستانم که جونشونو تو زلزله از دست دادن و یه لحظه به یاد اون روزهایی افتادم که با این دوستان می گفتیم و می خندیدیم ومن خیلی ناراحت شدم و تنها چیزی که از اونا برا من مونده خاطراتشونه و چند تا عکسی که با هم تو ارگ بم گرفتیم وهمین ای دی ها شونه که همون جور که چراغ زندگی شون اف شد چراغ ای دیشون هم آف شد.حا لا دوستان بیاین با هم برا دوستان از دست رفته من و مردم ازدست رفته زلزله زده بم یه فاتحه بفرستیم...

شمعی به یاد جانباخته گان فاجعه بم      

  

حالا می خوام یه چیزی برا دوستانی که به این وبلاگ سر میزنند و لطف می کنند نظر می دن- پیشنهاد می کنند-ویا حتی انتقاد میکنند تشکر کنم و ان دسته از دوستانی که به این وبلاک سر میزنندو نظر نمی دن خوب این دوستان حتما" دستشون درد می کنه نمی تونن تایپ کنن ویا حتما کی بوردشون خرابه و یا شاید شکسته باشه ویا حتما" کیبورد و کامپیوترشون با من و وبلاگم مشکل دارند ولی دوستان خواهش میکنم که حتما" نظر بدید ویا حتی اگه جوک یا شعر یا متنی دارید بفرستید تا توی این وبلاگ بگذارمش چون این وبلاگ متعلق به خودتونه...

خوب دوستان امروز دیگه زیادی حرف زدم مواظب خودتون باشید...خدا نگهدار...

نوشته شده در شنبه 29 مرداد1384ساعت 10:33 توسط بهروز |